تاریخ انتشار  :  13:35 عصر ۱۳۹۲/۹/۱۲
تعداد بازدید  :  421
Print
   
«هیچگاه به طور جدی به ادبیات کلاسیک خود نپرداخته ایم» گفت و گو با استاد مشفق کاشانی؛ مهدی محمدحسین

استاد «عباس كي منش» معروف به «مشفق كاشاني» در زمره يكي از بزرگترين شاعران دوره معاصر تاريخ ادبيات ايران و نامي آشنا در عرصه ادبيات كشور است كه آرام آرام بیش از 6 دهه تاریخ ادبیات ایران را طی کرده

...

ادبیات معاصر ایران سرشار از نام هایی است که هر کدام تلاش تازه ای برای نو شدن آهنگ و اندیشه عرفانی جاری در گستره سخن فارسی داشته اند و در این بین برخی افراد تنها در نام هایی که یافتند خلاصه شده و خود را با چیزی غیر از اصالت هنر مشغول کردند و برخی دیگر نیز تنها به حرکت اصیل ادبیات توجه کردند و به دور از هر نوع هیاهوی حباب گونه و یا حتی فریادهای اصیل تری به اندیشه جاری در پیکره ادبیات فارسی توجه کردند و آرام آرام مسیر خود را تا امروز طی کرده اند

بدون شک استاد «عباس كي منش» معروف به «مشفق كاشاني» در زمره يكي از بزرگترين شاعران دوره معاصر تاريخ ادبيات ايران و نامي آشنا در عرصه ادبيات كشور است كه آرام آرام بیش از 6 دهه تاریخ ادبیات ایران را طی کرده و امروز از وي به عنوان حافظه تاريخ ادبيات معاصر نيز ياد مي كنند

استاد مشفق كاشاني شخصیتی دوست داشتنی و متفاوت است که در سال 1304 به دنيا آمده و بيش از 60 سال تجربه فعاليت هاي ادبي را در كارنامه كاري خود ثبت كرده است و در سال هاي گذشته با داشتن مسؤوليت هاي مختلفي چون رياست شوراي عالي شعر و موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رياست شوراي عالي شعر و موسيقي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و رييس هيأت مديره انجمن شاعران ايران خدمت هاي بي شماري به اهالي هنر كرده است.

آنچه استاد مشفق كاشاني را از ديگران مجزا كرده است فعاليت مستمر او در تربيت جوانان و بزرگاني است كه هريك به اسطوره اي در شعر معاصر تبديل شده اند و در اين بین نام افرادي چون سهراب سپهري بالاتر از همه ايستاده است

فرا رسيدن روز مولانا جلال الدين محمد بلخي شاعر بزرگ ادبيات كلاسيك ايران در هشت مهرماه بهانه اي شد تا به ديدار اين شخصيت بزرگ ادبيات معاصر رفته و پذيراي اندیشه های ایشان پیرامون عرفان جاری در ادبیات فارسی باشیم.

در زير با هم اين گفت و گو را که حاصل یک روز همراهی و همدلی کامل با این چهره بزرگ ادبیات معاصر است را مي خوانيم:

 

 

 

ـ استاد تعریف شما از نیایش و دعا چیست و چه نسبتی با ادبیات دارد؟

ـ دعا و نیایش پرسش بزرگ انسان در این جهان وسیع از خداوند است و در نیایش انسان به حدی خود را می رساند که می تواند از بزرگ ترین دوست خودش هر سؤالی را که داشته باشد بپرسد و چون این کلمات با زبان و بیان مطرح شده است پس ادبیات مهم ترین پیش نیاز پرداختن به نیایش است و همین رابطه باعث می شود که نیایش در ادبیات از جایگاه بسیار خاصی برخوردار شود و متفاوت ترین نگاه های شاعران را در خود متجلی کند و با نمایش این دیگرگونه ها ، به معرفت و عرفان تبدیل شده و خاستگاه دیگری نیز پیدا کند. باید به صراحت بیان کنم که اشعار شاعران بزرگی چون عطار ، سنایی و مولانا با نگاه های مذهبی و قرآنی دیگر شاعران تفاوتی ندارد اما نوع نگاه ایشان به زبان و ادبیات باعث شده است تا متفاوت تر و موفق تر سخن گفته و در این مسیر گام هایی بردارند که کم تر شاعری در گسترده ی سخن فارسی توانسته است راهی به آن داشته باشد و  نیایش ها نیز با همان نگاه و زبان متفاوت و اندیشه های اصیل شکل می گیرد .

 

ـ این اندیشه های اصیل کدامند و  در ادبیات از کجا سرچشمه می گیرند ؟

ـ بگذارید پیش از پرداختن به اندیشه های اصیل شعر فارسی این نکته را یادآوری کنم که که هنر و شعر تنها یک موهبت و هدیه الهی است که به شاعر اهدا می شود و تمام عروض ، مراعات النظیرها ، ردیف و قافیه و دیگر نیازهای شعری تنها ابزاری برای بیان آن موهبت الهی و نمایش آن در قالب هنر به مخاطب است و همین موضوع باعث می شود تا هنر و ادبیات و اوج آن شعر ، همواره مقدس باشد و هر چیزی که مقدس باشد نمی تواند سرچشمه ای جز ذات مقدس خداوندی داشته باشد .

امروزه کتابی چون مثنوی معنوی بیش از 14 بار با تیراژی بسیار بالا در آمریکای لاتین چاپ شده و نه تنها پایه تغزل را در آن جا بنا کرده است بلکه عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب های آمریکای لاتین را از آن خود کرده است زیرا از یک اندیشه ناب عرفانی و فرا ملیتی صحبت می کند که می تواند راه گشای تمام ملیت های جهان باشد

به طور کلی اندیشه اصیل اندیشه ای است که ما را به سوی حقایق هستی و ذات مقدس خداوندی هدایت می کند بی آن که لاف راهشناسی داشته باشد و تو را به گونه ای به دنبال خود می کشد که هیچ گاه متوجه عمق مسافت طی شده نخواهی شد .

 

ـ جامعه ادبی و هنری ما چه قدر این اندیشه ها را دیده است یا از آن بهره می برد ؟

ـ ما چه در سال های پیش از انقلاب و چه در سال های اخیر هیچ گاه به طور جدی به ادبیات کلاسیک خود نپرداخته ایم و بیشتر شاعران و جوانان ما بدون توجه به اندیشه ها ، افکار ، و ترکیبات بی نظیر تاریخ ادبیات فارسی به سراغ سرودن شعر رفته اند و این امر باعث شده تا شاهد ظهور حافظ دیگری در این عصر نباشیم . ما حس خدادای و مقدس رشته های هنری را فراموش کرده ایم ، در شرح حال بزرگانی چون صاحب اولین موسیقی ضبط شده در تاریخ ایران ، استاد «درویش» موسیقی دان بزرگ معاصر آورده اند که هیچ گاه بدون وضو به هیچ سازی دست نمی زد و به تقدس هنر احترام می گذاشت

گفتن این نکته برای جوانان ضرورت دارد که باید بدانند هنری ماندگار خواهد بود که باعث پیشرفت و تعالی عرفانی هنرمند شده و او را در مسیر تزکیه نفس یاری دهد وگرنه نمی توان راه گشای جامعه و شخص هنرمند باشد و چیزی که راه گشا نباشد هیچ گاه در ادبیات و دیگر عرصه های هنری ماندگار نخواهد شد . تمام آثار برجسته ادبیات فارسی متعلق به کسانی است که از نظر عرفان و تزکیه نفس در جایگاه بالایی قرار داشته اند و پیش از اینکه به دنبال اصلاح جامعه در اشعار خود باشند ابتدا خود را اصلاح کرده و در سایه اصلاح خود با رندی هر چه تمام تر راه اصلاح را به دیگران نشان می دادند .   

           

ـ چه دلایلی باعث می شود که جوانان ما کمتر به سراغ عرفان نهفته در ادبیات فارسی و تزکیه نفس بروند و صورت ادبیات معاصر نیز از این کمبودهای عمیق عرفانی احساس خلاء کند ؟

ـ این موضوع نیز از دو زاویه مهم قابل بررسی است ، اول این که با رویکردی دوباره به اشعار و متن های عرفانی شاعران و عرفایی چون حافظ ، مولانا ، خواجه عبدالله انصاری و دیگر بزرگان ادبیات کهن شعر فارسی در می یابید که شاعران پیش از هر چیز دیگری مراحل نظری و عملی عرفان اسلامی و ایرانی را می گذراندند و بعد از سیر و سلوک های عرفانی و تجربیات علمی دیگر ، القابی چون حکیم را به خود گرفته و در نهایت به سراغ ادبیات می آمدند و از زبان شعر و ادبیات برای سخن گفتن با مخاطبان و انتقال مفاهیم علمی و عرفانی خود به نسل های آینده بهره می گرفتند اما در ایران امروز این اتفاق نمی افتد و با تخصصی شدن موضوعات مختلف هر کسی تنها در حوزه محدودی از اندیشه قرار دارد و نمی تواند به مباحث مختلف عرفانی ، علمی و تخصصی روز وارد شده و شعر شاعران از حکمت نهفته در علوم و عرفان مختلف جاری در ادبیات کهن فارسی بی بهره مانده است .

از سوی دیگر شعر همواره یک کالای سفارشی از سوی اجتماع است که شاعر به دنبال کشف این سفارشات در سطح جامعه است و دوره معاصر کشور ما با فراز و فرودهای بی شماری همراه شده و شرایط اجتماعی ما قدرت حرکت را از شاعران و مهم تر از آن جوانان گرفته است . ادبیات و شعر فارسی از دیرباز عنوان مظلومترین هنرها و ماندگارترین آن ها را با خود داشته و امروزه نیز چیزی از این مظلومیت کم نشده است . ما در بین جوانان خود شاعران بسیار توانا و ارزشمندی داریم که با بی توجهی و بها ندادن به توانایی هنری آنها با دستان خودمان این هنرها را در غباری از خاک و خاکستر می پوشانیم و امکان آیینه شدن را از آن ها می گیریم و تا زمانی که بهایی به آن ها داده نشود نمی توان شاهد تولد آثار هنری و ادبی اصیل تر و ماندگارتری بود

 

ـ استاد منظور شما از بها ندادن چیست و این بی توجهی چه آسیب هایی به شعر معاصر و جوان ایران وارد کرده است ؟

ـ بگذارید کمی در تاریخ ادبیات فارسی به عقب برگردیم ، تا قبل از دوره مشروطه شعر تنها به درباریان اختصاص داشت و شاعران همواره برای تأمین نیازهای خود از این ابزار استفاده می کردند و جدای اشخاصی چون عنصری و انوری که کاری جز مدح نداشتند ، بزرگانی چون سعدی و حافظ نیز از این منظر مستثنی نیستند اما بعد از دوران مشروطه مسایل سیاسی و دردهای مردمی وارد دنیای ادبیات و شعر شد و ما شاهد تولد غزل های سیاسی ، اجتماعی و غیر تغزلی در این دوره بودیم که این نوع برخورد با قالبی به نام غزل در سال های اخیر به اوج خود رسیده است .

شاعر جوان ما امروزه از این مزایای درباری بهره ای نمی برد و دغدغه های زندگی و روابط اجتماعی برای کسب درآمد ، تأمین مایحتاج زندگی برای شاعران و حتی نداشتن کار و مکانی برای استراحت و تفکر و آرامش در بین نسل جوان باعث می شود تا او از این دنیا و اندیه های ناب و اصیل آن فاصله بگیرد و به جای مطالعه و تحقیق و تفحص در ادبیات عرفانی و آموزه های دینی ، درد آب و نان را با خود به دوش بکشد و چنین فردی هرگاه که دست به قلم ببرد تنها می تواند به حدیث درد و نفس خود بپردازد و شعر او نمی تواند نوید بخش رهایی و خوشبختی را با خود به ارمغان بیاورد و اگر دورنماهایی هم از شادی های بزرگ بشری در خود داشته باشد تنها یک خیال پوش و تو خالی است .

این اندیشه نه تنها از وضعیت شاعر که در بعد کلان آن از اجتماع نیز وارد ادبیات شده و شاعری چون اخوان را برمی انگیزد تا از دردهای خود بنالد و حدیث خود را به ناله در اشعار خود بیاورد و وقتی مورد بازپرسی قرار می گیرد جواب دهد : «گویند که امید و چه نومید ندانند  // من مرثیه خوان وطن مرده خویشم»

 

ـ استاد اشاره به احیای اندیشه های عرفانی و دینی در ادبیات معاصر کردید ، تفاوت نگاه شاعران کلاسیک با شاعران معاصر در این حوزه وسیع از ادبیات فارسی در چیست ؟

ـ يكي از مهم ترين تفاوت هايي كه در نوع برخورد ادبيات كلاسيك و ادبيات معاصر با حوزه هاي ديني و عرفانی وجود دارد تعداد خوانش مورد نياز براي درك و استخراج معنا و مفاهيم هر اثر ادبي است. به عبارتی مخاطب شعر كلاسيك با يك يا دو خوانش به بخش اعظم معناي دروني و بيروني هر شعری راه پيدا مي كند ولی ادبيات نه توي معاصر نياز به خوانش هاي متعدد و حتي خوانش هاي تخصصي دارد زيرا ادبيات عرفاني و ديني در دوره هاي كلاسيك بر اساس جهان بيني كلي سبك هاي جمعي شكل گرفته و نه تنها فراملیتی و فرامذهبی بوده است بلکه تنها سعادت انسان را محوریت کار خود قرار داده و اين در حالي است كه در ادبيات معاصر ، هر شاعري بر روي جهان بيني فردي خود ايستاده است و در مواجهه با مقوله هاي عرفاني و ديني به گونه اي تخصصي تر و دروني تر و با معیارهای فردی مجزا از جامعه برخورد می کند.    

امروزه مولانا به عنوان پرفروش ترین کتاب در جامعه جهانی مطرح شده است و کسانی تمام اندیشه های یونان باستان را در آن یافته و بزرگانی هم آن را قرآن عجم می دانند زیرا عرفان مولانا ، عرفانی فرا ملیتی و مبتنی بر معیارهای آدمیت است ، انسان را به دیگرگونه شدن دعوت می کند ، وجود جود خداوندی و دست نیاز ما را به عنوان یک حقیقت انکار ناپذیر گوشزد می کند و در این بین کمتر کسانی چون مولانا ها هستند که به عمق این ماجرا پی ببرند و با نیایش ها و غزلیات عرفانی خود تجلی نیاز بشری را در مقابل ذات خداوندی به تصویر بکشند و با این اعلام بندگی خود، معراج خود را تحقق بخشند و راه تمام مجالس عرفانی و طبقات رسیدن به ذات مقدس خداوند را بر خود هموار کنند.

 

ـ استاد امروزه بخش اعظمی از ادبیات آیینی در دوره معاصر را اشعار مربوط به ائمه اطهار تشکیل می دهد و با وجود برپایی کنگره های بی شمار ، این اشعار کمتر به چشم می آیند ، ریشه این موضوع را در چه باید جست و جو کرد ؟

ـ همان طور که پیش از این هم اشاره کردم ، در دوره ی معاصر و به ویژه شعر جوان ، مفهوم گرایی به معنای عرفانی و نیایشی آن کم رنگ شده و حتی در هنگام برخورد با ائمه ی اطهار (ع) نیز تنها صورت های مصیبتی و ظاهری مورد توجه شاعران قرار گرفته و کم تر کسی به هویت عرفانی و آموزه های اهل بیت(ع) در اشعار خود توجه کرده است و البته بعضی هنر و ادبیات را مجالی برای بیان این آموزه ها نمی دانند و من خوشحالم که کسانی چون مولانا نظیر ایشان فکر نکرده اند .

نکته مهم تر اینکه از گذشته تا امروز دیوان شاعران با توحیدیه و مدح خداوند آغاز  شده و هیچ دفتری بدون نام مقدس احد یکتا هویتی نداشت اما در شعر امروز این اتفاق مبارک در ادبیات کم رنگ شده است و گاهی جوانان فراموش می کنند که ولایت اهل بیت(ع) از سوی خداوند به آن ها داده شده و هر آینه می توانست آن را از روی آن ها بردارد و مهم تر این که تمام شهادت ها ، صبرها ، رشادت ها و حرکت هایی که توسط ایشان انجام شده و حوزه وسیعی از ادبیات معاصر و شعر جوان ایران را از آن خود کرده است تنها برای معرفی خداوند و حفظ حریم الهی است و باید با رویکردی متفاوت این خلاء از میان برداشته شود.

 

ـ شما فکر می کنید چه عواملی  باعث شده تا کمتر شاعران به حضور خداوند توجه کنند و یا توحیدیه ها از میان دفتر شاعران معاصر کنار برود ؟

ـ گروهی به اشتباه در این اندیشه  بودند که پرداختن به موضوعات گذشته هیچ لطفی ندارد و تنها به نوآوری فکر می کردند و گروهی هم احساس کردند که شعر فارسی از توحیدیه های گذشتگان اشباع شده است و نباید به سراغ این حوزه های کهن ادبی رفت در حالی که هر دو این افراد راه غلطی را برگزیده بودند و باید تأکید کنم که ذات قدیم خداندی با ذات جدید آن تفاوتی نداشته و او همانا اول و آخر و ظاهر و باطن هستی و آفرینش است و هیچ گاه پرداختن به او رنگ کهنگی به خود نخواهد گرفت .

در این مسیر شاعران نتوانستند زبان تازه ای برای توحیدیه های خود پیدا کنند و اندیشه های الهی خود را در لابه لای دیگر اشعار خود متجلی کردند و این باعث شد تا ادبیات معاصر از وجود خداوند خالی نباشد اما حضور حضرت حق نیز به چشم غیر اهالی ادبیات نیاید و این فکر در جامعه شکل بگیرد که ادبیات معاصر از وجود خداوند تهی شده است و جوانان نا آشنا با ادبیات نیز که بی هیچ پشتوانه ای به سراغ سرودن آمده اند این برداشت اجتماعی را پذیرفته و رنگ و بوی دیگری به آثار خود داده اند که در طولانی مدت آسیب های بسیاری را به ریشه های ادبیات معاصر ما خواهد زد هر چند که ادبیات اصیل همواره راه خود را پیدا خواهد کرد .

 

ـ آیا عوامل دیگری نظیر عوامل اجتماعی نیز در این حوزه دخیل بوده اند ؟

ـ مهم ترین دلیل آن در بین جوانان این است که آن ها ذات قدیم و کبریایی کردگار را نمی شناسند با استفاده از دیدگاه های مدرن و پست مدرن خود به سراغ خدا رفته و او را به شکلی که می خواهند به تصویر کشیده اند که این موضوعی شطح آمیز و غیر متشرعانه است و خدایی که در این آثار عرضه شده است با حقیقت خداوند فاصله ی زیادی دارد.

متأسفانه در میان شاعران دوره ی معاصر کم تر شاعری را می توان سراغ گرفت که با مضامین عرفانی و نیایش های ائمه اطهار (ع) به طور عمیق آشنا بوده و آن ها را هم چون پیشینیان در اشعار خود متبلور کرده باشد و تا زمانی که آشنایی شاعران با مفاهیم دینی چون نیایش ها سطحی و عوامانه باشد نمی توان انتظار داشت که ادبیات بتواند یک حرکت تازه در این عرصه ایجاد کند و بتواند روح عرفانی حاضر در ادبیات کهن را در خود به نمایش بگذارد.

باید تصریح کنم که این رویکردهای سطحی و عوامانه در تمام عرصه های دینی و فرهنگی جامعه رخ داده است و باید از سوی کارشناسان علوم اجتماعی و علمای دینی آسیب شناسی شده و راه حلی برای عمیق تر شدن نگاه فرهیختگان و سایر عوام جامعه در حوزه های دینی به متولیان فرهنگی پیشنهاد شود تا بتوانیم شاهد تحولات جدیدی در عرصه های مختلف دینی و ادبی کشور باشیم.

 

ـ در ادبیات کلاسیک از کسانی چون عطار و مولانا با نگاهی متفاوت به زبان یاد کردید ، در ادبیات معاصر از چه کسانی می توان با نگاه های منحصر به فرد در این حوزه یاد کرد ؟

ـ شاید بتوان به جرآت نگاه سهراب سپهری را متفاوت ترین نگاه ها در این حوزه دانست زیرا او از تلفیق فرم خاصی از نیایش کهن با زبان امروزی بهره می برد که بسیار پویا و نمادین است و می تواند با فرا رفتن از تمام ادیان و ملیت ها ، تمام گویش های فکری و زبانی را جذب خود کند. سهراب نمازش را وقتی می خواند که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته ی سرو و قبله اش یک گل سرخ است و با راهیابی به حوزه های عرفانی طبیعیات و قابل درک برای تمام اندیشه های بشری و فرهنگ های مختلف دیگرگونه دیدن را به ما آموزش می دهد و با حرکت به سمت مخلوقات راه خود را به سوی خداوند پیدا کرده است .

از نمونه های بارز دیگر دوره معاصر می توان از برخی کارهای نیایشی «سلمان هراتی» و نیز نمونه های موفقی را که زنده یاد اخوان ثالث در کتاب «ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم» از خود به جای گذاشته است مطرح کرد اما همچنان به نظر من نگاه سهراب منحصر به فردترین است.

 

ـ امروزه نیایش ها و مناجات های زیادی از ائمه اطهار (ع) در دست ما وجود دارد و نمونه های موفقی از نیایش های عرفا نیز موجود است ، مهمترین تفاوت ها و شباهت های این دو در چیست ؟

ـ قبل از هر چیز این نکته را تذکر دهم که اگرچه ادبیات و شعر ما یک هنر بزرگ و ملی است اما خودش از دیرباز تا امروز در سایه ی مفاهیم دینی و آموزه هایی که از ائمه اطهار (ع) به ما رسیده است حرکت می کند و در این بین نیز نیایش به عنوان مهم ترین بخش آموزه های دینی در آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

دانستن این نکته ظریف ضروری است که نیایش های باقی مانده از معصومین(ع) بنیان های فکری بسیار عمیق و پیچیده ای را در خود جای داده اند که این آموزه ها را شما در هیچ یک از احادیث نمی توانید پیدا کنید زیرا مخاطب نیایش ها خداوند بوده و مخاطب احادیث مردم بوده اند و در مجالی که بین اندیشه های معصوم و ذات اقدس خداوندی در نیایش های ایشان پیش می آید ما شاهد تقابل عرفانی عظیمی هستیم که هیچ گاه نظیر آن را نمی توان در گستره سخن فارسی پیدا کرد.

نیایش ها خود بخش منحصر به فردی از ادبیات فارسی را تشکیل می دهند که ریشه در فرهنگ آیینی و اسلامی مردم داشته و از ائمه ی معصومین (ع) الگوبرداری شده است و در آن ها شاعران و عرفا سعی کرده اند زبان و کلام و اندیشه خود را به اندیشه امام معصوم (ع) نزدیک کنند اما هیچ گاه نمی توانند به کلام خدا نزدیک شوند و این درحالی است که بسیاری از ادعیه از ذات پاک و خدایی ائمه اطهار (ع) سرچشمه گرفته و به کلام خداوند نزدیک است و از این رو آن را قرآن صاعد نام نهاده اند .

 

ـ ماه مبارک رمضان اوج نیایش ها را با شهادت حضرت امیر (ع) و شب های قدر در خود جای داده است ، ادبیات امروز ایران چه قدر از این فضا بهره گرفته است ؟ 

ـ بگذارید به جای پاسخ به این سؤال شما بگویم که تمام روزها و آیین های مذهبی و ملی در وجود خود فلسفه ای را حمل می-کنند که عقل انسان باید به سمت یافتن آن حرکت کند و در زندگی خویش از آن درس بگیرد. با بیهوده خندیدن و یا بیهوده گریستن هیچ چیزی به جامعه ما افزوده نمی شود و حتی با برخوردهای مناسبتی و سطحی، بعضی از حرمت های آن نیز زیر سؤال می رود. سفارشی کار کردن در عرصه های هنری و به ویژه ادبیات، کاری عبث و بیهوده است و آثاری از این دست هیچ گاه در عرصه ی ادبیات پا نخواهد گرفت و شاعران باید پیوند خود را با خدا محکم کرده و بعد از خدایی شدن به سراغ این مفاهیم بیایند تا آثاری ماندگار در پیکره ی شعر و ادبیات فارسی پدید بیاید .

اما به طور کلی باید یادآوری کنم که ایران کشوری است که مذهب تشیع را برای خود برگزیده است و مردم معتقد آن از یک ماه قبل از فرا رسیدن ماه رمضان به استقبال آن می روند و این در حالی است که شاعران ما زمانی به خلق اثر می پردازد که در جامعه احساس خلأ کند و من معتقدم که پرداختن آن ها به ماه مبارک رمضان ، عید فطر و سایر حوزه های آیینی ضرورتی اجتماعی ندارد اما شاعران و به ویژه جوانان باید به دور از فضاهای مناسبتی ، با مطالعه در حوزه های عرفانی و آیینی اصیل کشورمان، شرایطی را برای خود ایجاد کنند که بتوانند آثاری حسی و در خور ارزش های این عرصه ی آیینی پدید بیاورند زیرا اشعار دینی و آیینی باید یادآور هویت و ارزش های دینی باشد و تأثیرات مثبتی را بر نسل جوان امروز بر جای بگذارد اما سرودن و تولید اشعار سطحی در نهایت موجب ناآگاهی و بی تفاوتی نسل امروز جامعه به این حوزه ها خواهد شد.

 

ـ شما ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر را چگونه می بینید ؟

ـ از یک سو ماه مبارک و عظیم رمضان بلندترین قلّه ی معنویت و خودسازی در طول سال است و آدمی را متوجه خود می کند و از سوی دیگر مناسبت های بی شماری چون نزول قرآن ، شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت خدیجه (س) ، تولد امام حسن مجتبی (ع ) ، جنگ های بدر و خندق و احد و مهم تر از آن ها معراج پیامبر (ص) و شب قدر در این ماه جمع شده است تا پیوند نیایش ها و خودسازی های حاصل از سحرخیزی و نزدیک شدن به خداوند را در این ماه با حقایق اسلامی و رویدادهای اصیل دینی به ما نشان دهد و تمام این رویدادها می تواند فرصت  مناسبی برای شاعران پدید آورده تا در حوزه های شعر و ادبیات به بررسی زوایای پنهان این رویدادهای دینی بپردازند که اوج برکات این ماه در روز عید سعید فطر بزرگ-ترین عید مذهبی مسلمانان جهان متجلی شده است.

 

ـ نگاه ادبیات معاصر و ادبیات کلاسیک به این ماه و عید سعید فطر چه طور بوده است ؟

ـ امروز ادبیات فارسی راه خود را از لابه لای ادبیات کهن و آیینی ایران زمین یافته است و رمز ماندگاری خود را تنها در پیوند با اندیشه های عرفانی، اعتقادی و آیینی مردم می داند و ماه رمضان و عید فطر نیز از این قاعده مستثنی نیستند

همچنین با توجه به این که تمام مفاهیم آیینی چون ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر در ادبیات کهن فارسی به ویژه در بین شاعران بزرگی چون مولانا ، سعدی ، حافظ و صائب تبریزی نمونه های موفق و بسیاری دارد ، ادبیات معاصر نیز همانگونه که پیشتر گفته شد همواره تحت تأثیر ادبیات کلاسیک بوده و با آن نفس می کشد پس برای رسیدن به هویت و استقلال خود به دنبال همراهی با آیین های اعتقادی مخاطبانش است و امروزه می توان با جست و جو در شعر معاصر نمونه های رمزگونه بسیاری را پیدا کرد که به این حوزه ها پرداخته اند

 

ـ استاد ادبیات کلاسیک هیچ گاه نیازی به این گونه دیدن و رمزگونه گفتن درباره ماه رمضان ندیده است و همواره شاعران رندی چون حافظ هم اشارت مستقیم چون «عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت // صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت» و یا «بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد // هلال عید به دور قدح اشارت کرد» دارند ، چه چیزی باعث شده تا ادبیات معاصر رمزگونه و غیر مستقیم به آنها بپردازد در حالی که فضای معنوی و اجتماعی هم هیچ مانعی برای آن وارد نکرده است ؟ 

ـ پاسخ دادن به این سؤال کمی سخت است اما آنچه به ذهن من می رسد این است که جامعه ی جهانی امروز و نیز ادبیات جهانی در حال حاضر به سوی تعالی حرکت می کند و در مسیر خود به غیر مستقیم گویی روی آورده و همین باعث شده تا بسیاری از حوزه های آیینی در ادبیات معاصر کم رنگ جلوه داده شود در حالی که با کمی دقت و تحقیق می توان تصویرهای بسیاری از اندیشه های رمضانی را در آن پیدا کرد زیرا روزه ، ماه رمضان و حتی عید سعید فطر یک موضوع درونی است که برای درک آن باید به معنای درونی آن توجه شود و همزمان با توجه به گرسنگی های بیرونی به گرسنگی های فرهنگی و اجتماعی نیز پرداخته شود و شاعران ما به دنبال نمایش این معنای درونی بوده اند و برای رسیدن به این معنای درونی باید کمی تلاش کرد .

 

ـ استاد حرف آخری و یا نکته ای اگر دارید برای ما بگویید ؟

ـ من در پایان تأکید می کنم بر این که ادبیات آیینی دیروز کشورمان سینه به سینه تا امروز راه خود را یافته است و چون رودی فنا ناشدنی به سوی آینده حرکت می کند و در این مسیر هر قطره ای که با آن همراه شود در درون امواج خروشان آن ماندگار خواهد شد.  

منبع: وب سایت ادب فارسی

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تعداد بازدید
نشانی: بندرعباس.بلوار آیت الله غفاری ، کوچه مدرس 2 ، روبه روی اداره آگاهی ، حوزه هنری استان هرمزگان تلفن: 8 - 07633313197 نمابر: 07633313309
تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری هرمزگان می‌باشد توسعه یافته در سامانه یکپارچه وبسایت های سامانی - نگار
All Right Reserved Negar Company 2000-2007 | نقشه سايت
Skip Navigation Links
صفحه اصلی